سابقه و هدف: با توجه به شیوع و میزان مرگ و میر بالای توده های بدخیم تخمدانی و اهمیت مارکرها جهت تشخیص زودهنگام آنها و گزارش هایی از نسبتهای گنادوتروپینهای سرم به مایع توده تخمدانی با پاتولوژی توده های تخمدانی و شواهد ناکافی از تحقیقات آن و عدم گزارش تجربی آن در کشور، این تحقیق در بیمارستان امام حسین (ع) از سال 1387 تا 1389 انجام گرفت.روش بررسی: تحقیق به روش مقطعی روی کلیه بیمارانی که با تشخیص توده تخمدانی تحت عمل جراحی قرار گرفتند، انجام گرفت. توده پس از جراحی از نظر نوع توده و پاتولوژی بررسی شد. میزان FSH و LH مایع داخل کیست و سرم بیماران در حین عمل بر اساس تکنیک Microparticle Enzyme Immunoassay در آزمایشگاه بیمارستان امام حسین (ع) سنجیده و نسبت آنها در گروه های چهارگانه پاتولوژی (کیست ساده، خوش خیم، بوردرلاین، بدخیم) با آزمون کروسکال- والیس و بین گروه های دوگانه با آزمون من ویتنی- U مورد قضاوت قرار گرفت.یافته ها: طی مدت مورد بررسی، 100 بیمار واجد شرایط وجود داشت که 79 مورد از آنها توده تخمدانی اپیتلیالی و کیست ساده بودند. شایع ترین توده مربوط به کیست های ساده (48.1 درصد) و به ترتیب اپی تلیالی خوش خیم (27.8 درصد)، بدخیم (5.16 درصد) و بوردرلاین (7.6 درصد) بود. نسبت FSH سرم به مایع کیست به ترتیب در کیست های ساده 21.1±53.8، اپیتلیالی خوش خیم 174.9±50.7، بوردرلاین 0.7±1.5 و بدخیم 1.9±1.9 بود (p<0.001) و نسبت LH سرم به مایع کیست در کیست های ساده 26.5±12.1، اپی تلیالی خوش خیم 1.29±20، بوردرلاین 2.3±2.6 و بدخیم 3.7±2.8 بود(p<0.002) .نتیجه گیری: به نظر می رسد نسبت FSH و LH سرم به مایع کیست می تواند به عنوان مارکری برای توده های تخمدانی باشد. پس از مشخص کردن حد مرزی میزان طبیعی و غیرطبیعی و نسبت ها در توده های فوق، قدرت آنها را در تشخیص توده های تخمدانی پیشنهاد می نماید.